مرتبط با : اندیشه های من

باز هم صادقانه و با دلی لبریز از عشقت تو را می خوانم مولایم و صدایت می زنم از عمق وجودم و دل بی تابم را به دستت می سپارم که جز با تو آرام نمی گیرد .
مولایم انتظارت شیرین و زیباست چرا که در پی اش تویی تو...
لیکن غم هیجرانت مرا دیوانه کرده و ندیدنت ....
ندیدن تو که سالهاست جانی برایم باقی نگذاشته ..
.در پی پایان این انتظارم مولا ....
تا ابد و تا آن هنگام که آخرین نفسم نیز قربانی دیدنت شود..
تو را می طلبم تو را.... |