مرتبط با : عاشقانه های من
روزی از گورستانی می گذشتم
روزی از گورستانی می گذشتم , روی تخته سنگی نوشته ای یافتم
« اگر جوانی عاشق شد چه کند ؟ »
من هم زیر آن نوشتم :
« صبر»
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود :
« اگرصبر نداشته باشد چی ؟ »
من هم با بی حوصلگی نوشتم :
« مرگ »
برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیرنوشته من نوشته ای
اما زیر تخته سنگ ,
« جوانی را مرده یافتم ! |