انتظار يعني عشق يعني عاشق،نميدونم هر چي که فکر کنيد انتظار يعني چشمهاي باروني يه مادر لبناني انتظار همون دستهاي خستگي ناپذير جوانان فلسطيني که پنجاه سال به سوي دشمن سنگ پرتاب مي کنند و هيچ گاه خسته نمي شوند انتظار يعني اينکه ايمان داشته باشيم که يک روزي اوني که منتظرش هستيم از راه مي رسد پس اين انتظار خيلي شيرينه .
آقا نگاهت جاي آهو هاست مي دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست مي دانم
آقا دلت در هيچ ظرفي جا نمي گيرد
جاي دل تو وسعت درياست مي دانم
آقا اگر تو بر نمي گردي، دليل آن
در چشم هاي پر گناه ماست مي دانم
جاي سر انگشتان پور نورت، در اين ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست مي دانم
اي کاش برگردي که بعد از اين همه دوري
يک باره حس بودنت زيباست مي دانم
کي باز مي گردي، برايم بودن با تو
زيبا ترين آرامش دنيا ست مي دانم
تو باز مي گردي. اگر امروز نه ، فردا
از آتشي که در دلم پيداست، مي دانم
سالي گذرد بي تو، مرا روز، بيا
جان سوخت، تو اي شعله جان سوز بيا
لبريز شده کاسه صبرم بي تو
اي از همه غايب اي دل افروز بيا