تبليغاتX
کاش می شد خدا را بوسید...

razizadeh7

سید محمد رضی زاده

razizadeh7

http://razizadeh7.blogfa.com

کاش می شد خدا را بوسید...

کاش می شد خدا را بوسید...

کاش می شد خدا را بوسید...

برگ در انتهای زوال می افتد،
میوه در ابتدای کمال
بنگر چگونه می افتی...
-----------------------------------------
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم .
به سایت شخصی
سید محمّد رضی زاده
دانشجوی رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی،
متولد شهر زیبای هشتپر تالش خوش آمدید.
اميدوارم در انتقال اندیشه هایم موفق باشم و همچنین آرزومندم لحظات خوشی را در این سایت سپري كنيد.
براي آگاهي از امكانات اين سایت خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد.
شماره تماس: 09117046698 شخصی

کاش می شد خدا را بوسید...

 
امروز   THE OFFICIAL WEBSITE OF SEIED MOHAMAD RAZIZADEH  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
پروفایل
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " کاش می شد خدا را بوسید... " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
خادم ملت
زیر سایه ی خدا
I am in the heart of god همینطوره؟
آغوش شقایق
معرفی وبلاگ و سایت
کتابخانه ی الکترونیک
~عكس تو حرف~
تنهاترین تنها
نوای دل
فانوس دریایی
**شبکه فناوری پلدختر **
فقط عاشق ها بخوانند
انجمن علوم تربیتی دانشگاه قم
نامه های بی پایان
تا طلوع انگور...
دردنوشته هاي دانشجوي مسلمان
"دانلود بهترین نرم افزارها"
صدای پای عشق می آید
دختر بسیجی
یکی جلوی این روزهای زندگی منوبگیره
هرچه میخواهددل تنگت بگو
من + تو = 0
کلمات عاشقانه خدا
لیست وبلاگ های بروز شده
طلبه نسل سوم
پایگاه مرکز قرآنی ثقلین تالش
ذاکـــریــــن حــسـیـــن(ع)
آشـــنــای تـــنـــــها
هیئت جوادالائمه غرب تهران
تا طلوع انگور...
یه تیــر و چنـــد نـــشون
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
آرشیو تماس با ما


مستی و هشیاری...

شايد بشود غوغاي ني را نشنيده گرفت،

مي شود از سماع ابرها و ماه نديده گذشت؟

مي شود گفت پنجره ها عبث مي خوانند؟

 و سحر ها هم هيچ فرقي با ديگر زمانهاي روز ندارد؟

آيا مي شود بهار و پاييز را يكي دانست؟

 اما محبوب من

 آيا ميشود مستي را با زمان هشياري يكي دانست...؟

سید محمد رضی زاده پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  نظر بدهید!

باران...

  صبح نگاهي در دريا فرو رفت

 و گم شد،

                   بعدها باراني شد

                                          و باريد...!

باران

سید محمد رضی زاده پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  نظر بدهید!

آیا...

ميدانم روزي رها خواهم شد،

از چيستي و كيستي و چرايي و اين همه:

            نداشتن و 

                          نرسيدن

                                          و نديدن،

       شما آيا گرفتار چيستي و كيستي كسي هستيد؟!

سید محمد رضی زاده پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  نظر بدهید!

خوابی دیده ام...

من خوابي ديده ام

  و ديگر خوابم نمي برد،

اما نميدانم چرا خودم را به خواب مي زنم...

سید محمد رضی زاده پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  نظر بدهید!

برگها که...

درخت شاید نتواند همه ي برگهاي سالهاي عمرش را بخاطر بياورد،

اما،

     برگها كه اينگونه نيستند... 

سید محمد رضی زاده پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  نظر بدهید!

چرا...؟

آيا شده است يكبار سوال كنيد، چرا اينگونه مي شوم؟

غمي كه در چهره ام هست از كجا و چراست؟

و در كدامين روز به آخر ميرسد؟

سید محمد رضی زاده چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387  نظر بدهید!

بی صدا

دیگر از چه آدم بنویسم...؟

 با این عکس باز هم خنده تان خواهد گرفت...؟

61839

سید محمد رضی زاده شنبه بیست و یکم دی 1387  نظر بدهید!

چشهای تو...

  همه پايان قصه هاشان مي گويند بالا رفتيم پايين اومديم،قصه ي ما دروغ بود،

كاش ميشد قصه ي من هم دروغ بوده باشد،

اما،

چشمهاي شما روزگار من،قصه نبود،

                                                             زندگي بود...

سید محمد رضی زاده جمعه بیستم دی 1387  نظر بدهید!

شانه ها...

 درختي سالها بالا مي رفت تا به ماه برسد.

    شبهايي ماه دلش به حال درخت مي سوخت،

         پايين مي آمد و روي شانه هاي آن مي نشست...

سید محمد رضی زاده جمعه بیستم دی 1387  نظر بدهید!

روز جالب من

سلام!

امروز امتحان اصول و مبان آموزش و پرورش داشتیم، منم چون خیلی بیش از اندازه اعتماد به نفسم بالاست و با کمک IQ قدرتمندم! با خودم قرار گذاشتم جزوه رو 10 دقیقه مونده به امتحان بخونم!

یک ربع به امتحان مونده بود؛ بدو بدو رفتم تا دانشکده علوم انسانی.

شروع کردیم یه نگاه به جزوه بندازیم که دیگه ساعت 4 عصر(وقت امتحان ) شد.

کیف و موبایل و جزوه ی خونده مشده ی خودمو به نگهبانی دانشکده تحویل دادم،رفتم نشستم رو صندلی که اسممو نوشته بود. وقتی ورقه سوال رو گرفتم خواستم بنویسم خودکار تموم شد!!!

 منتظر موندم یکی از مراقبا بیاد طرفم بهش بگم واسم یه خودکار بیاره. بعد که خودکارو گرفتم مسئول حضور و غیاب اومد سراغم که حضور و غیاب کنه، منم باید امضا می کردم. بهش گفتم. من خودکارم نمی نویسه رفت یه خودکار از بچه ها گرفت. خودکارو بهم داد گفت امضا کن.وقتی خواستم برگه رو امضا کنم، امضام یادم رفت!!!

یه ذره مکث کردم، بعد یه امضا مثلا شبیه امضای خودم کردم که بیش از این ضایع نشم، بعد شروع کردم تستا رو جواب دادم. همه تستا  رو در عرض کمتر از 5 دقیقه زدم، ورقه رو تحویل دادم و سریع خودمو به خوابگاه و اتاق تلویزیون رسوندم که ببینم بازی ( پرسپولیس VS مس کرمان ) چن چنده.

که دیدم چشمم روشن، تو 10 دقیقه ای که من نبودم یه گل خورده.

اعصابم خورد شد! بعد بازی که تموم شد از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم داره برف میاد...! یه عالمه..!

زودی لباس پوشیدم  که برم داخل شهر،یه کم دلمون وا بشه از بس که تو خوابگاه و دانشگاه موندیم، فسیل شدیم!

خلاصه برای تجدید روحیه هم که شده، زدیم بیرون. از در خوابگاه که اومدم بیرون دیدم یه پرشیا جلوم نگه داشت گفت تا سر در دانشگاه میرم منم گفتم باشه سوار شدم و از قضا تا داخل شهر منو رسوند.

حالا نوبتی هم که باشه نوبت نتیجه گیریه:

من از مطلب بالا نتیجه میگیرم که آدم نباید امضاشو یادش بره، حتی اگه خودکارش تموم شه!!

سید محمد رضی زاده چهارشنبه هجدهم دی 1387  نظر بدهید!

شیرین تر از شیرین ... من فرهاد نیستم...

شيرين من سلام!

هميشه مي خواستم مجنون تر از فرهاد شوم،

پس دنبال شيرين ترين شيرين گشتم، تا شما را پيدا كردم؛

بعد هر چه تلاش كردم نتوانستم فرهاد شوم،

هرچه شما از شيرين، شيرين تر بوديد،

فرهاد؛ بزرگتر،عاشقتر،كاملتر و شيدا تر از من بود!

با همه ي اين حرفها من را ببخشيد كه شما را شيرين خوانده ام،

آخر انصاف نيست شيرين را با شما قياس كردن و مرا با فرهاد سنجيدن،

شيرين من!

qyowmoykhkrjd5rd7zy3.jpg

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

حرف من...

پاييز دارد مي رود 

              و  برگها را با خود مي برد،

پاييز دارد مي رود

                   و رنگها را با خود مي برد،

پاييز دارد مي رود

                         و روزها را با خود مي برد،

فردا زمستان است

                                 و بعد از آن هم بهار،

                                                              اما ..

                                          من حرفهايم با پاييز تمام نشده است...

2NI6ZR8.jpg

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

آیا دارید...؟!

  محبوب من!

باور داشتم كه صفا،

                        مهرباني،

                                  و وفا داريد.

حالا هم باور دارم،

                           اما آيا داريد؟

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

جاده...

هنگامي كه با شما همسفر هستم،جاده ها و راه ها كوتاه كوتاه ميشوند

و وقتي هم نيستيد،

هي بايد به جاده هايي چشم بدوزم كه طولاني تر مي شوند و نا تمام تر،

نميدانم،

نميدانم اين مقصد كجاست كه گمشده است...

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

دست خط...

 

نامه اي نوشتم براي رسيدن به دست شما

و از روي آن نامه هزار برگ ديگر نوشتم و به رود،دريا،باد و به كوه و دشت سپردم،

اسم شما را كه نميشود به باد گفت،

چه كنم كه شما بايد خط مرا بشناسيد...

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

کبوتر , سنگ , پرواز...

  سنگي به طرف كبوتري كه لبه ي ديوار بود،پرتاب شد،

كبوتر پريد...

   آن سنگ به زمين بازگشت،

     اما هنوز:

                كبوتر باز نگشته است...

سید محمد رضی زاده چهارشنبه چهارم دی 1387  نظر بدهید!

نقشه دانشگاه من

سید محمد رضی زاده یکشنبه یکم دی 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
« ، »
خدا وجود ندارد..!
اعتماد...
ولی..
به ابر بگو...
خدا در كار زندگی ماست..
روزی...
مفهوم زمان!
چشم خوردم..!
اگه دروغ میگم بگو!
درباره وب
برگ در انتهای زوال می افتد،
میوه در ابتدای کمال
بنگر چگونه می افتی...
-----------------------------------------
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم .
به سایت شخصی
سید محمّد رضی زاده
دانشجوی رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی،
متولد شهر زیبای هشتپر تالش خوش آمدید.
اميدوارم در انتقال اندیشه هایم موفق باشم و همچنین آرزومندم لحظات خوشی را در این سایت سپري كنيد.
براي آگاهي از امكانات اين سایت خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد.
شماره تماس: 09117046698

پیوند های سایت
روزنامه ی کیهان
گیلان نیوز (اخبار گیلان)
بسیج دانشجویی دانشگاه قم
پایگاه ریاست جمهوری
اخبار ایران و جهان
سایت تخصصی مداحان اهلبیت
اخبار لیگ برتر فوتبال ایران
وبلاگ علیرضا شیرازی (بلاگفا)


آمار سایت



وبسایت های بروز شده
ليست وبلاگهای به روز شده
 

پیام نگار

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما

 Design By razizadeh7.tk & Publish By کاش می شد خدا را بوسید

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

بزرگترین آرشیو فیلم های دی وی دی