برایت از قطره قطره ی اشکهایی خواهم گفت که در فراقت ریخته ام...
برایت از دانه دانه های تسبیح هایی می گویم که عاشق "ایإک نعبد"
و شاهد "ایاک نستعین" هایم شده اند...
برایت از ضربه ضربه ی قلبم می گویم که در عصر های پنج شنبه
می تپند...
برایت از لحظه لحظه های غم جمعه های بی تو خواهم گفت...
خواستم برایت بنویسم که چقدر دوستت دارم، ولی فهمیدم واژه ها
حقیرتر از آنند که عشق تو را تعبیر کنند...
پس تو را صبح هر جمعه در ندبه هایم می جویم "این بقیه الله" ...
...جمعه ای دیگر گذشت ، به ساعت نگاه کردم ، ثانیه ها هم بی قرارند...