مرتبط با : دانــشـــگاه مــن

شما اگر سری به خاطرات گذشته تان ،در کتاب های فارسی ابتدایی بزنید،حتما شاعر شعر "صد دانه یاقوت و باز باران با ترانه و... را بخاطر خواهید آورد.
بله مصطفی رحماندوست امروز مهمان دانشگاه ما بود، همایش بسیار دلنشین و صمیمی با نام ( سمفونی دانه های یاقوت ) که واقعا بنده و سایر دانشجویان حاضر در مراسم را به همان دوران کودکی برد.
ابتدای همایش سالن تقریبا نیمه پر بود.اما با شروع همایش که با قرآئت قرآن بنده همراه بود،
رفته رفته ظرفیت سالن تکمیل شد و بسیاری از دانشجویان ایستاده نظاره گر برنامه بودند.
استاد رحماندوست به شعر خوانی پرداخت. از شعر کودک سخن گفت،از سختی هایش،از قصه نویسی برای کودکان ،از کودکی خودشان،از خاطراتشان و...
سپس نوبت شعر خوانی دانشجویان دانشگاه قم رسید که یکی از خواهران دانشجو و سه نفر از برادران شعرخوانی کردند.
بنده آخرین شاعر بودم . شعر بنده یک شعر اجتماعی در فالب مثنوی البته با زبان ترانه بود که علاقه زیادی به این شعر داشتم.
و شعر خودم را با این جمله شروع کردم :
"شعر گفتن آسان است، اما شعر را که نمیشود خورد! پس نان بپز"بعد از اتمام ،
شعر بنده مورد لطف دانشجویان قرار گرفت، استاد رحماندوست و اساتید حاضر هم خیلی تشکر کردند.که از ایشون همه ی دانشجویان عزیز ان تشکر می کنم.
در انتهای همایش از کسانی که شعرخوانی کردند و همچنین کسانی که در برگزاری مراسم تلاش کردند قدر دانی و لوح یادبود اهدا شد،
که بنده هم از این لطف دوستان انجن ادبی دانشگاه قم بی نصیب نبودم.
در آخر هم از استاد رحماندوست تجلیل شد و هدیه ای ناقابل به رسم یاد بود به ایشان اهدا شد.
تصاویری از همایش سمفونی دانه های یاقوت با حضور استاد مصطفی رحماندوست،که توسط انجمن ادبی دانشگاه قم برگزرا شد:


|